عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

586

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

62 ليكن اخطأ النّاس عندك اعملهم بالرّفق : البتهّ خطا كارترين كسان پيش تو بايد كسى باشد كه بيشتر با تو كار به نرمى مىكند ( عيوبت را از تو پنهان داشته زشت را در نظرت زيبا جلوه مىدهد ) . 63 ليكن اوثق النّاس لديك انطقهم بالصّدق : البتهّ موثقّ ترين كسان پيش تو بايد كسى باشد كه از همه راستگوتر باشد . 64 ليكن احبّ النّاس اليك و اخطأهم لديك اكثرهم سعيا فى منافع النّاس البتهّ بايد دوست ترين و بهره برنده‌ترين كسان نزد تو آن كس باشد كه در سود رساندن بمردم كوشاتر است . 65 ليكن ابغض النّاس اليك و ابعدهم منك اطلبهم لمعائب النّاس : البتهّ بايد دشمن ترين كسان نزد تو و دورترين آنان از تو آن كس باشد كه بيشتر درصدد جستن عيوب مردم است . 66 ليكن مسئلتك عن اللّه تعالى ممّا يبقى لك جماله و ينفى عنك وباله : البتهّ بايد در خواست تو از خداوند تعالى چيزى باشد كه زيبائيش براى تو باقى ماند و گرفتاريش از تو بر طرف گردد ( و آن عمل نيك و صالح است نه جاه و مال جهان ) . 67 ليكن زهدك فيما ينفد و يزول فانهّ لا يبقى لك و لا تبقى له : البتهّ بايد بر كنارى تو در چيزى باشد كه تمام مىشود و بر طرف مى گردد نه آن براى تو مى ماند و نه تو براى آن مى مانى . 68 ليكن موئلك الى الحقّ فانّ الحقّ اقوى معين : البتهّ بايد تكيه گاه تو بسوى حق و درستى باشد زيرا كه حق استوارترين بار است . 69 ليكن مرجعك الى الصّدق فانّ الصّدق خير قرين : البتهّ بايد ( در كليّهّء امور ) بازگشت تو بسوى راستى باشد زيرا كه راستى و درستى بهترين يار است . 70 ليكن احظأ النّاس عندك احوطهم على الضّعفآء و اعملهم بالحقّ : البتهّ بايد بهره ورترين كسان نزد تو كسى باشد كه بر ناتوانان احاطه‌اش بيشتر و حق را عمل كننده‌تر است . 71 ليكن احبّ الأمور اليك اعمّها فى العدل و اقسطها بالحقّ : البتهّ بايد دوست ترين كارها نزد تو كارى باشد كه در عدل عمومى تر و با راستى درست تر ( و دمسازتر ) باشد .